عزیز میرزایی، کارشناس مرمت و احیای بناهای تاریخی آذربایجان غربی در یادداشتی نوشت: خوی شهری است که در حافظه تاریخی جاده ابریشم، در پیوند فرهنگها و در روایت تمدن ایرانزمین، ظرفیتهایی ارزشمند برای ایفای نقشی فراتر از یک مقصد گردشگری معمولی دارد، کاروانسرای تاریخی خوی(کاروانسرای شاه عباسی قطور)، آرامگاه شمس تبریزی و مجموعه بناها و بافت تاریخی شهر، سه سرمایه بزرگ و مکمل هستند که در کنار پیشینه تاریخی خوی در مسیر جاده ابریشم، میتوانند بنیان یک تحول فرهنگی، گردشگری و اقتصادی را شکل دهند.
ثبت جهانی مجموعهای از کاروانسراهای ایرانی در فهرست میراث جهانی یونسکو در سال ۲۰۲۳، اهمیت این میراث معماری و تمدنی را در سطح بینالمللی برجسته کرده است، چنین جایگاهی، مسئولیت حفاظت، معرفی و بهرهبرداری فرهنگی شایسته از کاروانسراها را نیز افزایش میدهد.
امروز جاده ابریشم تنها موضوعی تاریخی و فرهنگی نیست؛ بلکه به عرصهای برای رقابت اقتصادی، ترانزیتی و ژئوپلیتیکی میان کشورها تبدیل شده است، کشورهای آسیای میانه، با توسعه زیرساختهای حملونقل، گسترش همکاریهای منطقهای و تقویت مسیرهای ارتباطی جایگزین، در پی افزایش سهم خود از تجارت بینالمللی و تبدیلشدن به حلقههای اصلی اتصال شرق و غرب هستند، در این میان، برخی طرحهای جدید حملونقلی، اگرچه با عنوان احیای جاده ابریشم معرفی میشوند، در عمل بر مسیرها و کریدورهایی متمرکزند که ممکن است نقش تاریخی برخی شهرها و گذرگاههای سنتی، از جمله ظرفیتهای ارتباطی شمالغرب ایران، را کمرنگ کنند.
البته جاده ابریشم تاریخی، برخلاف یک جاده واحد و ثابت، شبکهای گسترده از مسیرهای زمینی و دریایی بود که در دورههای مختلف تغییر میکرد، ازاینرو، مسئله اصلی را نباید صرفاً به تغییر یک مسیر محدود کرد؛ بلکه باید آن را در چارچوب رقابت امروز برای جذب سرمایهگذاری، توسعه زیرساختها، افزایش سهم از ترانزیت و کسب جایگاه محوری در شبکه ارتباطی اوراسیا بررسی کرد.
در چنین شرایطی، بیتوجهی به ظرفیتهای تاریخی و جغرافیایی خوی میتواند فرصتهای مهمی را از این شهر دریغ کند، احیای کاروانسرای تاریخی، معرفی آرامگاه شمس تبریزی و حفاظت و بازآفرینی بافت تاریخی شهر، در کنار توسعه همکاریهای منطقهای، میتواند بخشی از پاسخ هوشمندانه خوی به این تحولات باشد
اگر دیگر کشورها برای تثبیت جایگاه خود در مسیرهای ارتباطی آینده سرمایهگذاری میکنند، خوی نیز باید میراث تاریخی خود را به سرمایهای زنده برای گردشگری، دیپلماسی فرهنگی و همکاریهای بینالمللی تبدیل کند.
پیشنهاد ایجاد «مرکز جهانی جاده ابریشم» در کاروانسرای تاریخی خوی، در همین چارچوب اهمیتی فراتر از یک پروژه محلی پیدا میکند، طرحی که میتواند نام خوی را در شبکههای علمی و فرهنگی جاده ابریشم برجسته سازد و زمینه تعامل با شهرها و نهادهای مرتبط در ایران، آسیای میانه، قفقاز و آناتولی را فراهم آورد.
پاسخ به تحولات منطقهای، نه در تقابل با کشورهای همسایه، بلکه در شناخت واقعیتهای جدید، تقویت مزیتهای رقابتی و ایجاد همکاریهای هدفمند نهفته است، خوی با تکیه بر میراث تاریخی خود و با برنامهریزی اجرایی، میتواند بهجای تماشاگر تحولات جاده ابریشم، به یکی از کانونهای فرهنگی و گردشگری آن تبدیل شود.
اما چرا به کاروانسرا و بناهای تاریخی بسنده کنیم، درحالیکه خوی از سرمایهای معنوی و جهانی به نام شمس تبریزی نیز برخوردار است؟
آرامگاه شمس تبریزی میتواند خوی را به مقصدی برجسته برای علاقهمندان عرفان، ادبیات فارسی، فلسفه و اندیشه انسانی تبدیل کند، نام شمس، با میراث فکری و معنوی پیوندخورده با مولانا، ظرفیتی فراتر از مرزهای جغرافیایی دارد، در سوی دیگر، کاروانسرای تاریخی خوی روایتگر تجارت، سفر و ارتباط میان ملتهاست و بافت تاریخی شهر، بستر عینی زندگی و تمدنی است که در طول قرنها شکل گرفته است.
پیوند این سه ظرفیت، در کنار روایت تاریخی جاده ابریشم، میتواند به شکلگیری یک منظومه گردشگری منسجم و متمایز برای خوی بینجامد؛ منظومهای که در آن تاریخ، عرفان، معماری و فرهنگ، یکدیگر را تکمیل میکنند، بر همین اساس، پیشنهاد مشخص و قابل پیگیری آن است که طرح تأسیس «مرکز جهانی جاده ابریشم در خوی» در دستور کار نهادهای مسئول، مدیریت شهری، وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، دانشگاهها و فعالان فرهنگی و اقتصادی قرار گیرد.
این مرکز میتواند با محوریت کاروانسرای تاریخی خوی و پس از بررسیهای تخصصی حفاظتی و اجرایی، به پایگاهی برای مطالعات جاده ابریشم، برگزاری همایشهای بینالمللی، نمایشگاههای فرهنگی، معرفی تاریخ تجارت و ارتباطات تمدنی، توسعه صنایعدستی و طراحی برنامههای گردشگری مشترک با محوریت آرامگاه شمس تبریزی و آثار تاریخی شهر تبدیل شود، ثمره چنین رویکردی میتواند فراتر از افزایش شمار بازدیدکنندگان باشد.
رونق اقامتگاهها، بازارها، صنایعدستی، خدمات گردشگری و کسبوکارهای محلی، ایجاد فرصتهای شغلی برای جوانان، افزایش مدت اقامت گردشگران و تقویت انگیزه برای حفاظت از آثار تاریخی، از جمله دستاوردهای مورد انتظار این طرح است؛ دستاوردهایی که البته تحقق آنها به برنامهریزی دقیق، سرمایهگذاری هدفمند و مشارکت مردم وابسته است.
اکنون زمان آن رسیده است که ظرفیتهای تاریخی خوی نه بهصورت جزیرههایی جدا از یکدیگر، بلکه در قالب طرحی یکپارچه و آیندهنگر دیده شوند.
در این میان، مسئولیت نهادهای دولتی و محلی، دانشگاهیان، سرمایهگذاران و فعالان فرهنگی آن است که از مرحله طرح ایده فراتر روند و با تشکیل کارگروهی تخصصی، امکانسنجی، تدوین نقشه راه و تعیین منابع مالی و مسئولیتهای اجرایی را آغاز کنند.
خوی برای بهرهگیری از این فرصت، بیش از هر چیز به نگاهی یکپارچه نیاز دارد؛ نگاهی که میراث را نه هزینهای برای نگهداری، بلکه سرمایهای برای هویت، توسعه و آینده شهر بداند.
جاده ابریشم روزگاری راه عبور کاروانها بود، امروز میتواند راهی برای عبور خوی به سوی آیندهای تازه باشد، کاروانسرای تاریخی، آرامگاه شمس تبریزی و میراث معماری این شهر، اگر در کنار یکدیگر و با برنامهای علمی و پایدار احیا و معرفی شوند، میتوانند خوی را به کانونی اثرگذار در گردشگری فرهنگی و گفتوگوی تمدنها تبدیل کنند.
ایجاد مرکز جهانی جاده ابریشم در خوی، فرصتی برای پیوند دادن گذشته پرافتخار شهر با آینده اقتصادی و فرهنگی آن بوده فرصتی که شایسته است با همافزایی مسئولان، متخصصان و مردم، از سطح یک پیشنهاد فراتر رود و به برنامهای عملی، سنجیده و ماندگار تبدیل شود.
خوی شایسته آن است که نهفقط راوی تاریخ جاده ابریشم، بلکه یکی از میزبانان زنده فرهنگ، اندیشه و گردشگری این میراث بزرگ جهانی باشد.
انتهای پیام/
نظر شما